عاشقسن اگر سسله قربانم ابوالفضله

خرید بک لینک

بس که دست دلبرم مشکل گشایی می کند
خلق می گویند این سقا خدایی می کند

گر چه از فرط گنه بیگانه گشتم با دلش
اوست دائم با دل من آشنایی می کند

تا بگیرد دست هر کس ناتوان است در جهان
دست هایش از بدن میل جدایی می کند

هر که سوگندش دهد بر مادرش ام البنین
با نگاهی روزی اش را کربلایی می کند

قبله ی اصحاب ممتاز حسین ابروی اوست
بر قلوب عاشقان فرمانروایی می کند

هر که خواهد حاجتی مردانه از باب حسین
این اباالفضل است بر او خوش عطایی می کند

بی نیاز از هر دو عالم می شود بر حق قسم
هر که بر درگاه این آقا گدایی می کند

آن چنان جا در دل زهرای اطهر کرده است
فاطمه در ماتمش صاحب عزایی می کند

چشم او با تیر لب وا کرد و گفت از غصه اش
قطره قطره خون او قصه سرایی می کند

چشم من شرمنده ی لب های خشک اصغر است
مادرش همراه لالایی دعایی می کند

دست دادم، چشم دادم، تا رسانم آب را
لیک این مشک است با من بی وفایی می کند

" جواد حیدری "

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

ای حرمت قبله ی حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی

دست علی، ماه بنی هاشمی

هم قدم قافله سالار عشق

ساقی عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست به راه حسین

عمّ امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیه السلام

ای علم کفر نگون ساخته

پرچم اسلام بر افراخته

مکتب تو مکتب عشق و وفاست

درس الفبای تو صدق و صفاست

شمع شده، آب شده، سوخته

روح ادب را، ادب آموخته

آب فرات از ادب توست مات

موج زند اشک به چشم فرات

یاد حسین و لب عطشان او

و آن لب خشکیده ی طفلان او

ساقی کوثر پدرت مرتضی است

کار تو سقایی کرب و بلاست

هر که به دردی و غمی شد دچار

گوید اگر یک صد و سی و سه بار

ای علم افراشته در عالمین

اِکشِف یا کاشف کرب الحسین

از کرم و لطف جوابش دهی

تشنه اگر آمده آبش دهی

چون نهم ماه محرم رسید

کار بدان جا که تو دانی کشید

از عقب خیمه ی صدر جهان

شاه فلک جاه ملک آشیان

شمر به آواز تو را زد صدا

گفت کجایید، بنو اختنا

تا برهانند ز هنگامه ات

داد نشان خط امان نامه ات

رنگ پرید از رخ زیبای تو

لرزه بیفتاد بر اعضای تو

من به امان باشم و جان جهان

از دم شمشیر و سنان بی امان

دست تو نگرفت امان نامه را

تا که شد از پیکر پاکت جدا

مزد تو زین سوختن و ساختن

دست سپر کردن و سر باختن

دست تو شد دست شه لا فتی

خط تو شد خط امام خدا

چار امامی که تو را دیده اند

دست علم گیر تو بوسیده اند

طفل بدی، مادر والا گهر

برد تو را ساحت قدس پدر

چشم خداوند چو دست تو دید

بوسه زد و اشک ز چشمش چکید

با لب آغشته به زهر جفا

بوسه به دست تو بزد مجتبی

دید چون در کرب و بلا شاه دین

دست تو افتاد به روی زمین

خم شد و بگذاشت سر دیده اش

بوسه بزد با لب خشکیده اش

حضرت سجاد هم آن دست پاک

بوسه زد و کرد نهان زیر خاک

مطلع شعبان همایون اثر

بر ادب توست دلیلی دگر

دوم این ماه چو نور امید

شعشعه ی صبح حسینی دمید

چارم این مه که پر از عطر و بوست

نوبت میلاد علمدار اوست

شد به هم آیخته از مشرقین

نور ابوالفضل و شعاع حسین

ای به فدای سر و جان و تنت

وین ادب آمدن و رفتنت

وقت ولادت قدمی پشت سر

وقت شهادت قدمی پیش تر

مدح تو این بس که شه ملک جان

شاه شهیدان و امام زمان

گفت به تو گوهر والا نژاد

جان برادر به فدای تو باد

شه چو به قربان برادر رود

کیست «ریاضی» که فدایت شود؟


موضوعات مرتبط: متفرقه آبی...

ما را در سایت آبی دنبال می‌کنید

برچسب: ابوالفضله, نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 0:46

صفحه بندی