من ستا یشگر معلمی هستم که اندیشیدن را به من اموخت نه اندیشه ها را
معلمان گرامی ، روزتان مبارک
هیچ کدام از ما یادمان نمی رود روز اولی که مدرسه رفتیم سرکلاس نشستیم و کسی آمد کنارمان و گفت گریه نکن تو قراره از امروز باسواد شوی . مداد در دست کوچک ما گذاشت و همراه دست خودش حرکت داد و دوتایی با هم نوشتیم: بابا آب داد.
حتما لحظه ورود معلم به کلاس صدای برپا و بر جا گفتن ، دست بلند کردن ها ، خوراکی خوردن زیر میز ، سرک کشیدن توی دفتر نمره ، سکوت ، لبخند و گاهی اخم و صدای بلندی که می گفت دست تو دهن نکن. دست های کوچک شما برای کارهای خیلی بزرگ است . یادتان است معلم همیشه برای بچه های مدرسه راز بود. چقدر دوست داشتیم ببینیم خونه اش کجاست، بچه داره ، دختره یا پسره ، ازدواج کرده یا نه . یادتونه چقدر دوست داشتیم موقع پرسیدن درس های سخت ، معلم را کسی صدا کند یا زود زنگ بخورد.
یا سر جلسه امتحان یک معلم خوش اخلاق بیاید.
پشت نیمکت نشستن که یک جهان لذت داشت . هیجان نمره ی بیست یادش بخیر. چه آفرین هایی که شنیدیم . معلم ها همه جا هستند تو مدرسه ، دانشگاه ، حتی تلویزیون ، چقدر چیزها هست که می شود لحظه لحظه از رسانه ها یاد گرفت . معلم هایی که قبل از مدرسه ، کودکان ما با آن روبرو می شوند. بچه ها معصومند این ما هستیم که از این امانت باید نگهداری کنیم .
تلاش همه معلمان عزیز را در پرورش غنچه های زندگی تبریک می گویم. امیدوارم در دفتر زندگی تان پر باشد از ماه ، ستاره ، آفرین و صد آفرین .
چقدر خوب است که یک روز از سال را روز معلم نامگذاری کرده اند تا بتوانیم من و شما از معلمان عزیزمان قدردانی و دست مهربانشان را ببوسیم و سپاسگزار آن ها باشیم .
کاش می شد بچگی را زنده کرد / کودکی شد کودکانه گریه کرد.
قهر قهر تا قیامت را سرود / آن قیامت که دمی بیشتر نبود
فاصله با کودکانه چه کرد / کاش می شد کودکانه خنده کرد
ما را در سایت آبی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84